یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس
X
پایتخت انرژی ایران
صنعت گاز ما در جهان چه جایگاهی دارد؟
سه شنبه, ۱۲ تیر ۱۳۸۶ ۰۷:۴۶
۵۸۰
طبقه بندی:
  • سردبیر
  • خبر
چچ
صنعت گاز ما در جهان چه جایگاهی دارد؟

ضرورت تدوین استراتژی مدون در بخش گاز

صنعت گاز ما در جهان چه جایگاهی دارد؟

امروزه گاز طبیعی حدود 25 درصد از انرژی دنیا را تامین می کند و با توجه به ایجاد آلودگی بسیار کم، روند تقاضای آن نیز در سبد انرژی مصرف رو به افزایش نهاده است.

ایسنا - همچنین ذخایر فعلی نفت در جهان ظرفیت 25 تا 30 سال آینده را جوابگوست و می‌توان گفت نفت در مقیاس جهانی در حال پایان‌پذیری است و جایگزینی نفت با دیگر حامل‌های انرژی ازجمله گاز، از دغدغه‌های بزرگ بخش انرژی دنیا به‌شمار می‌آید. کشور ما نیز که عنوان دومین دارنده منابع گازی جهان (دارنده حدود 28 تریلیون متر مکعب ذخیره گازی) را یدک می‌کشد، باید توجه ویژه‌ای به توسعه این صنعت داشته باشد؛ اما سهم ما از بازارهای جهانی گاز چقدر است؟

استفاده از گاز به‌عنوان یکی از حاملان انرژی همواره از چند جهت مورد بررسی قرار گرفته و سیاست‌ استفاده از آن در کشور‌های صنعتی مثل چین مورد توجه قرار گرفته؛ به طوری که انرژی خود را به سمت گاز طبیعی گرایش داده است و این مساله تاثیر بسیار اساسی در تعادل عرضه و تقاضای انرژی در دنیا می‌گذارد و بازار بسیار بزرگی برای گاز طبیعی در حال گسترش است.

اما در کشور ما همیشه بر روی نحوه استفاده از گاز بحث بوده؛ به طوری که حتی بین خود مسئولین نیز این موضوع که گاز را به مخازن تزریق کنیم یا آنکه آن را صادر مورد بحث بوده است.


ذخایر و تولید ایران

ایران حدود 18 درصد گاز جهان را در اختیار دارد و از این مقدار ذخایر 14 تریلیون در پارس جنوبی ذخیره شده که حدود 50 درصد از گاز ما را تشکیل می‌دهد.

نگاهی به آمار زیر شاید برای دومین دارنده ذخایر گازی جهان جالب توجه باشد:

آمریکا با در دست داشتن 3 درصد از این ذخایر، 550 میلیارد متر مکعب درسال گاز تولید می‌کند؛ یعنی با یک پنجم ذخایر گاز ایران حدود 5 برابر ما تولید گاز دارد. کانادا با یک هفدهم ذخایر گاز ایران 2 برابر و انگلیس با در اختیار داشتن یک چهلم ذخایر گازی ایران به اندازه ما گاز تولید می‌کند؛ بنابراین این که گاز نداریم مطرح نیست، بلکه ذخایر گازی در کشور موجود است، اما نمی‌توانیم تولید کنیم؛ یعنی امکانات دسترسی به تولید برایمان فراهم نیست.

در این گزارش کوشیده شده است با استفاده از نظرات کارشناسان انرژی و اقتصاد، به برخی از ابهام‌ها در این‌باره پاسخ داده شود.


نبود استراتژی جامع در بخش گاز

اکثر کارشناسان بر این باورند که نبود یک استراتژی جامع در بخش انرژی کشور، بخصوص در بخش گاز، همچنین سیاست های ضعیف در مورد بهره برداری از منابع گازی، باعث شده که همواره نظرات دوگانه‌ای در این زمینه وجود داشته باشد و عده ای با بهره برداری از این منابع موافقت و عده ای نیز مخالفت کنند. ما در بخش کلان انرژی نیز استراتژی جامعی وجود نداشته ایم و نمی‌توانیم درباره هر یک از حامل‌های انرژی یک استراتژی جداگانه تدوین کنیم. تا زمانی که یک استراتژی مدون و با ثبات در این بخش به وجود نیاید، پیشرفتی در این زمینه حاصل نخواهد شد.

هومان دولتشاهی - کارشناس بخش انرژی - در گفت‌وگو ایسنا، درباره مزایای وجود چنین طرحی برای بخش انرژی کشور اظهار کرد: وجود یک طرح جامع باعث می‌شود که قسمت‌های مختلف در بدنه دولت که به نحوی به حوزه انرژی مربوط می‌شوند، وظایف خود را بدانند؛ ضمن این که اولویت‌ها را در این بخش مشخص و موجب می‌شود پروژه‌ها و طرح‌ها به موقع بهره‌برداری برسند و به نوعی، نظارت دقیق بر اجرای برنامه‌ها باشد.

البته جدای از مصرف داخلی که یک ضرورت است، اکثر کارشناسان اولویت‌های زیر را برای استفاده از منابع گازی پیشنهاد داده اند:


بهره‌برداری از منابع مشترک

با توجه به اینکه ما سفره های مشترک گازی زیادی با کشور های همسایه، ازجمله قطر داریم، استخراج هر چه بیشتر و سریعتر، یک ضرورت است.شاید همین که نیمی از ذخایر ما با کشورهای همسایه مشترک است، دلیلی بر اهمیت بهره برداری هر چه بیشتر از این منابع باشد، ولی در این مورد به نظر می رسد نتوانسته ایم هم‌پای این کشورها، بخصوص قطر، از این منابع مشترک استفاده بهینه کنیم؛ گرچه در سالهای اخیر اقداماتی در این باره انجام شده است، اما باید دید دلیل تعلل در تولید گاز چیست؟ آیا تکنولوژی آن در کشور موجود نیست، یا آنکه سیاست های اتخاذشده نادرست مانع از این موضوع شده است، و چرا کشوری مثل قطر پیشرفت شگرفی در این صنعت داشته است؟

محمد بیستونی - کارشناس صادرات بین‌الملل - دلیل ضعف تولید گاز در کشور را کمبود سرمایه‌گذاری در حوزه انرژی عنوان کرد و افزود: سرمایه‌گذاری‌های کشور در این صنعت ناقص و برنامه وزارت نفت این است که کار‌های بزرگ در این بخش را با پول کم انجام دهد؛ مثلا به دنبال ماشین‌آلات ارزان قیمت می‌رود و چون شرکت‌های بزرگ این ماشین‌آلات را با قیمت‌های پیشنهادی در اختیارشان قرار نمی‌دهند، به‌سراغ شرکت‌های چینی می‌روند. به دلیل آنکه نحوه عملکرد در این حوزه به روش آزمون و خطاست و به شیوه چینی‌ها نزدیک است، لذا قیمت‌های پیشنهادی ارزان با کیفیت کاری پائین ارایه می‌دهند که انتظار پیشرفت چندانی نمی‌رود.

دکتر کامبیز منافی - مشاور بین‌الملل نفت و گاز - دلیل ضعف در برداشت و تولید گاز را تاخیر انجام طرح‌ها در سطح مدیریتی دانست و افزود: به عنوان نمونه، قرارداد‌های مربوط به فاز‌های 9 و 10 پارس جنوبی چند سال پیش امضا شده بود؛ ولی پس از آن فاز‌های بعدی (11 تا 22) تاکنون به نتیجه مطلوب که منجر به توسعه شود، نرسیده‌اند.

وی تصریح کرد: دلیل استقبال نکردن شرکت‌های خارجی از طرح‌های بخش نفت و گاز کشور، ضعف مدیریتی و مذاکرات طولانی برای امضای قرارداد‌هاست؛ به طوری که مذاکرات در فاز‌های 11 و 13 با شرکت‌های توتال و شل طولانی شد؛ درصورتی‌که مذاکرات هر چه‌قدر هم طولانی باشد، باید تا شش ماه به نتیجه برسد.


تزریق گاز به چاه‌های نفتی

اما مسئله دیگری که اکثر کارشناسان بر آن تکیه زیادی دارند، اهمیت تزریق گاز به چاه های نفتی کشور و تداوم تولید صیانتی نفت است. زیرا اگر گاز را به حوزه‌های نفتی تزریق نکنیم، منابع نفتی‌مان با افت تولید روبه رو می شوند. حتی زمان تزریق نیز بسیار مهم است؛ به طوری که اگر این کار به موقع انجام نشود، حتی اگر بعدا این کار صورت پذیرد، با توجه به اینکه اکثر مخازن نفتی کشور در نیمه عمر خود به سر می برند، فایده ای نخواهد داشت. در گذشته وجود گاز به تولید نفت بستگی داشت؛ ولی امروزه ادامه تولید نفت به وجود گاز بستگی دارد.

در این زمینه، محسن مسیحی - دکتری مهندسی نفت (مخزن) - تاکید دارد: در حال حاضر با وجود قیمت بالای نفت، تزریق گاز دارای صرفه اقتصادی است و حتی بر مصارف پتروشیمی ‌ارجحیت دارد. اگر در بخش پایین‌دستی، گاز به عنوان خوراک به محصولات پتروشیمی‌ تبدیل شود، ارزش آن سه تا چهار برابر می‌شود؛ ولی در تزریق گاز حدود سه دلار برای هر بشکه نفت هزینه می‌کنیم و نفت را تا بشکه‌ای 60 دلار می‌فروشیم و به همین دلیل، امروزه نفع اقتصادی آن قابل مقایسه با محصولات پتروشیمی‌ نیست.

وی تولید 400 میلیون متر مکعب گاز را بسیار کم ارزیابی کرد و افزود: مشکل صنعت نفت کشور در حال حاضر ضعف در افزایش ظرفیت تولید است و یکی از راه‌های ازدیاد برداشت از مخازن نفتی تزریق گاز به آن‌هاست. یک مخزن نفتی در چند سال اول و دوره جوانی‌ به تزریق گاز نیازی ندارد؛ ولی به تدریج، دچار کاهش فشار و در نتیجه افت تولید می‌شود که با تزریق آب، گاز یا مخلوط آب و گاز (VAG) می توان این مشکل را برطرف کرد.

تولید فعلی گاز کشور حدود 400 میلیون متر مکعب در روز است، که از این میزان روزانه تنها حدود 20 میلیون متر مکعب به مخازن نفتی جنوب تزریق می‌شود.

مهران امیرمعینی - مدیر پژوهش موسسه مطالعات بین‌المللی انرژی - هم در این زمینه گفت:اولویت مصرف گاز تزریق به چاه‌های نفتی به دلیل افزایش ذخایر قابل استحصال نفت است و مصرف داخلی و صادرات گاز در الویت‌های بعدی قرار دارند؛ زیرا نفت در بازار‌های جهانی قیمت بالاتری نسبت به گاز دارد.


صادرات گاز

میان اکثر کارشناسان، درباره صادرا ت گاز همواره اختلاف نظر وجود داشته است. عده ای معتقدند که با توجه به نیاز مصرف داخلی، اعم از خانگی و صنعتی و نیروگاهی، فروش گاز به صورت خام و بدون اینکه آن را به فرآورده تبدیل کنیم، با توجه به اینکه ارزآوری چندانی نیز نخواهد داشت، مقرون به صرفه نخواهد بود و با آن مخالفت می کنند؛ ولی برخی کارشناسان نیز معتقدند با توجه به وضعیت موجود صادرات گاز هر چند ناچیز، برای دومین دارنده ذخایر گازی، یک ضرورت است.

در حال حاضر عمده صادرات گاز ایران به ترکیه است و طبق قراردادی که در سال 1996 میان ایران و ترکیه امضا شده، ایران سالانه 27 تا 28 میلیارد متر مکعب گاز از طریق لوله انتقالی میان دو کشور به طول آن 2.5 هزار کیلومتر به ترکیه انتقال خواهد داد.

البته صادرات گاز ایران به جمهوری آذربایجان، به گفته مدیر شرکت گاز دولتی این کشور، از سال 2005 تاکنون مجموعا 136 میلیون متر مکعب گاز بوده‌ است.

درخصوص صادرات LNG نیز طبق گفته مسئولین، تا سال 2010 خبری از این صادرات با توجه به وسایل و تجهیزات مخصوصی که نیاز دارد، نیست. در کشور، حتی یک کشتی برای حمل LNG نداریم؛ این در حالی است که به گفته یک کارشناس اقتصادی، حدود 50 تا 60 درصد از گازی که کشور‌هایی مثل قطر مایع می‌کنند، از ذخایر مشترک ایران برداشت می‌شود.

اما آیا صادرات گاز برای کشور ما یک ضرورت است؟

به گفته دولتشاهی - کارشناس بخش انرژی -، صادرات گاز از جنبه مالی برای ایران آنقدر که جنبه استراتژیک آن مطرح است، مهم نیست و بحث اهمیت ژئوپلتیکی ایران و شرایط حاکم بر کشورهای همسایه یا خاورمیانه و طرح‌های توسعه صادرات در منطقه خاورمیانه مثل طرح الفین و در حوزه آسیای مرکزی مثل طرح صادرات گاز ترکمنستان به هند و پاکستان عواملی هستند که باید در بحث فرصت‌های صادرات و لزوم آن مورد توجه قرار گیرد.

وی درباره صادرات ناچیز گاز کشور، تصریح کرد: پس از انقلاب، اولویت به مصرف گاز در داخل کشور داده شد. یعنی در این دوره صادرات کاملا قطع شد و برنامه‌های تزریق گاز به دلیل محدودیت‌های تولید، هزینه‌های بالا و آسیب‌های وارد شده از جنگ به طور کامل انجام نشد و تمام تلاش دولت برای جایگزین کردن گاز با سایر سوخت‌های فسیلی خانگی بود. البته گازسوز کردن نیروگاه‌ها که مصرف بسیار بالایی هم داشتند نیز مطرح بود.

در این میان سیمبر - مدرس دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی – گفت: ذخایر گازی ایران با بعضی همسایگان مشترک است و در نتیجه اگر گاز را به مصرف داخلی برسانیم و صادرات نداشته باشیم - یعنی تأسیساتی به وجود نیاوریم که گاز صادر شود - مسبب خواهیم شد که کشورهایی مثل قطر، عربستان صعودی، بحرین یا امارات متحده عربی، از ذخایر مشترک بدون این که خود ما بهره‌ای برده باشیم، به میزان فراوان بهره‌برداری کنند.

علی‌نژاد - عضو انجمن اقتصاد و انرژی - درخصوص برنامه‌ریزی استراتژیک برای صادرات گاز خاطرنشان کرد: در این‌باره لازم است طرح و برنامه جامعی برای صادرات از قبل تهیه شود و هر روشی که ما را آسان‌تر به بازار‌های جهانی وارد کند و بتواند بهتر از این منابع به نفع کشور استفاده کند، اولویت دارد؛ خواه به صورت خط لوله باشد، خواه به صورت LNG .

مصرف داخل، تبدیل به فرآورده و صادرات، به عنوان اولویت‌های گاز مطرح هستند و هنگامی ‌که برای برداشت گاز الزام داریم و فرصتی برای سرمایه‌گذاری نداریم، باید صادرات گازمان را نیز توسعه دهیم.

اما باید دید کشور ما برای جذب سرمایه لازم که لازمه توسعه این صنعت است، چه اقداماتی انجام داده و آیا قوانین ما این رقبت را برای سرمایه‌گذار داخلی و بخصوص خارجی، ایجاد کرده است؟‌

دکتر سبوحی - عضو هیات علمی ‌دانشگاه صنعتی شریف - با اشاره به این که هیچ ساز و کار مناسبی برای جذب سرمایه نداریم، چندی پیش به ایسنا گفت: از یک طرف، شعار استقبال از سرمایه‌گذاری سر می‌دهیم و از طرف دیگر، سرمایه‌ها را فراری می‌دهیم. جذب سرمایه یک محیط امن و مناسب و سیاست جامع پولی و مالی لازم دارد و در مرحله نخست، باید سرمایه‌گذاری‌های داخلی را فعال کنیم؛ زیرا اگر این سرمایه فعال نشود، سرمایه‌گذار خارجی قدمی ‌جلو نمی‌نهد.

وی افزود: از سوی دیگر، سرمایه داخلی احتیاج به محیطی آرام با ریسک سرمایه‌گذاری پایین دارد و اینجاست که باید قوانین مختلف برای تنظیم و کارآمد بودن ارتباط سرمایه با دولت و سرمایه با بخش خصوصی تدوین شود؛ پس با چنین ریسک بالایی که در این بخش از قسمت وجود دارد، بخش خصوصی به سرمایه‌گذاری در بخش انرژی علاقه‌ای نشان نمی‌دهد و در نتیجه، خود دولت یک مانع اساسی در جذب یا توسعه سرمایه‌گذاری بخش خصوصی کشور عمل می‌کند.

در این میان، عده دیگری از کارشناسان معتقدند که با روند تولید فعلی اقدام به صادرات چندان لزومی نخواهد داشت.

دکتر نرسی قربان - کارشناس ارشد اقتصاد انرژی - گفت: در شرایط فعلی، در صورتی می‌توانیم گاز صادر کنیم که تولید و استحصال سالانه گاز را به 500 میلیارد متر مکعب یعنی 5 برابر تولید فعلی برسانیم و این در حالی است که تولید سالانه ایران بین 100 تا 150 میلیارد متر مکعب متغیر است.

او با انتقاد از بی‌برنامگی موجود در بخش انرژی کشور، گفت: ما هنوز یک برنامه جامع دراز مدت در اختیار نداریم و چشم‌انداز 20 ساله هم یک‌سری خطوط کلی را نشان می‌دهد و تصمیم‌گیری‌ها در این بخش، کلی است. خود وزارت نفت هم نمی‌تواند آن را انجام دهد و باید مجموعه دولت همه برنامه‌ریزی کنند تا این که مشخص شود در درازمدت چقدر تولید کنیم و چقدر باید سرمایه‌گذاری انجام دهیم؟ سرمایه‌گذاران چون شرکت در طرح‌های گاز ایران برایشان سود‌آور نیست، به این سمت حرکت نکرده‌اند و به طور کلی، قیمت گاز ایران باید با سایر کشور‌های خاورمیانه و بویژه قطر، رقابت کند.

جلالی فراهانی ـ رییس انستیتو مهندسی نفت دانشگاه تهران ـ نیز در گفت‌وگو با خبرنگار انرژی ایسنا، با بیان این که صادرات گاز گزینه مناسبی برای ایران نیست، اظهار کرد: در حال حاضر بازار بین‌المللی LNG توسط قطر و بعضی کشور‌های دیگر قبضه شده است؛ به گونه‌ای که قطر با قراردادهای امضاشده تا سال 2025 بازار LNG را در اختیار گرفته است.


تبدیل گاز به فروآورده

تبدیل گاز به فرآورده و ایجاد ارزش‌افزوده موضوعی است که توجه مسئولین کشور را در سالهای اخیر به خود جلب کرده است. بنا به گفته یک کارشناس انرژی، وقتی کشوری مثل چین اقدام به واردات گاز می‌کند و سپس آن را به فرآورده با ارزش‌افزوده بالا تبدیل و محصول را به سایر کشور‌ها صادر می‌کند، این موضوع نشان می‌دهد که این کار برای کشور ما که صاحب چنان منابع عظیم گازی است، نباید چندان دشوار باشد؛ و این کار بدون تحلیل جامع از بازار سرمایه، کار، تجارت بین‌الملل و مشارکت در بازار‌های بین‌المللی صورت نمی‌گیرد.

اما رییس دانشکده شیمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در این‌باره گفت: گاز را باید هرچه بیش‌تر به مصرف واحدهای پتروشیمی رساند. اگر تولید محصولات پتروشیمی‌ ما به حدود 40 میلیون تن در سال برسد، درآمد حاصل از آن‌ها برابر کل درآمد حاصل از صادرات نفتی کشور خواهد بود.

ناصرنژاد در مقایسه استفاده از گاز در صنایع پتروشیمی‌ یا تزریق آن به چاه‌های نفتی اظهار کرد: درست است که با تزریق گاز ازدیاد برداشت خواهیم داشت، اما با استفاده از این سوخت به عنوان خوراک محصولات پتروشیمی‌ تا 15 برابر ارزش افزوده خواهیم داشت و شاید به همین دلیل بوده که جهت‌گیری توسعه کشور در بخش انرژی بیشتر به سمت توسعه واحد‌های پتروشیمی‌ بوده است.


نحوه قیمت‌گذاری و تعیین فرمول قیمت گاز

بحث قیمت‌گذاری برای گاز مقوله‌ای است که در نهایی شدن توافق‌نامه‌هایی که برای صدور گاز امضا می شود، نقش اساسی را ایفا می کند. در صورت عدم توجه کافی به آن در هنگام امضای قراردادهای گازی که عمدتا نیز بلندمدت هستند، می تواند خسارات هنگفتی برای کشور صادر کننده آن در برداشته باشد.

این موضوع به طور وضوح در قرارداد صادرات گاز ایران به شارجه (کرسنت) دیده شد؛ به طوری که سازمان بازرسی کل کشور، اعلام کرد: اجرای قرارداد کرسنت در صورت عدم تغییر مفاد آن، به هیچ وجه تأمین‌کننده مصالح و منافع ملی نیست.

این نهاد نظارتی، یکی از دلایل مهم این امر را نامناسب بودن فرمول‌های قیمت‌گذاری و ثبات نسبی قیمت برای یک دوره هفت ساله اعلام کرده بود.

عده ای از کارشناسان معتقدند که فرمول گذاری برای قیمت گاز، باید بر اساس تغییرات قیمت نفت انجام شود، اما عده دیگر می گویند به دلیل اینکه در اکثر موارد کشور خریدار خود سرمایه گذار نیز محسوب می شود، قیمت‌گذاری باید طبق توافق طرفین انجام گیرد.

منافی - مشاور بین‌الملل نفت و گاز - درخصوص قیمت‌گذاری گاز اظهار کرد: برای این کار، باید فرمول قیمت‌گذاری تدوین شود که به محض تغییر در قیمت‌ گاز، تغییرات قیمت نیز متناسب با آن باشد و معقولانه نیست این قیمت‌ها در دراز مدت ثابت‌ باشد.

سبوحی - عضو هیات علمی‌دانشگاه صنعتی شریف - در این‌باره معتقد است: چیزی که اینجا تاثیر زیادی در قیمت گاز دارد، بهای نفت است که تعیین‌کننده قیمت سایر حامل‌های انرژی به دلیل سهم زیاد آن در تجارت بین‌المللی است و قیمت گاز نیز تابعی از نفت خام است و هر چه در مذاکرات برای امضای قرارداد‌ها اطلاعات طرف مذاکره‌کننده از این پارامتر‌ها بیشتر باشد، مسلما منافع کشور بیشتر مدنظر قرار می‌گیرد.

نکته مهم در قرارداد‌های نفتی و گازی، امضای آنها به صورت بلندمدت است؛ به علت حجم سرمایه‌گذاری‌های بزرگ، حال چه به صورت LNG و چه به صورت خط لوله. این سرمایه‌گذاری‌ها در بلندمدت بازیافت می‌شوند، از این جهت، قیمت‌گذاری‌ها باید بر نگرش بلندمدت و جامع و براساس تحولات بخش انرژی در دنیا صورت پذیرد.

کارشناسی دیگر - قربان - می گوید: باید سعی شود این قیمت‌گذاری بر اساس عرضه و تقاضای بازار‌های منطقه و قیمت فروش گاز در کشور‌های دیگر انجام شود. ضمن این که ساختار قیمت‌گذاری، باید بر مبنای مکانیزمی شفاف بنا گذاشته شود که تغییرات بازار انرژی را به بهترین نحو در قیمت‌ها منعکس کند.

امیر معینی - مدیر پژوهش موسسه مطالعات بین‌المللی انرژی - تاکید دارد: نکته مهم در امضای قرارداد‌های بین‌المللی انعطاف‌پذیری در قیمت گاز است و این انعطاف پذیری به فرمول‌های قیمت‌گذاری بستگی دارد؛ یعنی فرمول‌های قیمت‌گذاری، باید به نحوی تدوین شود که در صورت تغییر در قیمت جایگزین‌های گاز طبیعی که عمدتا نفت خام، نفت کوره و نفت گاز و حتی ذغال‌سنگ است، اثر آن را در فرمول مذکور ببینیم و تغییرات به سرعت به قیمت گاز طبیعی منتقل شود. البته لازم است در این قرارداد‌ها حتما کف قیمتی لحاظ شود.

اما رییس دانشکده شیمی و پتروشیمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر می‌گوید: خریدار گاز بیشتر روی کیفیت گاز تکیه دارد؛ بنابراین در مرحله نخست باید سعی شود، کیفیت گاز در سطح استاندارد‌های جهانی باشد و در مرحله بعد هم بحث سرمایه‌گذاری روی خطوط لوله مطرح می‌شود که در اینجا بهترین شیوه این است که مشتری گاز ما در سرمایه‌گذاری روی برداشت، پالایش و انتقال گاز نیز سهیم باشد و در این صورت قیمتی که برای گاز توافق می‌شود، به واقعیت بیشتر نزدیک است. ولی آنچه که مسلم است، این که نمی‌توان یک قیمت واحد برای آن در نظر گرفت و به دلیل این که بحث سرمایه‌گذاری مشترک مطرح است، پس قیمت‌گذاری هم در اینجا بیشتر طبق توافق طرفین صورت می‌گیرد.

مطالبی که به آنها اشاره شد، تنها بخشی از مباحث کلان مربوط به حوزه گاز است و بی شک، برای توسعه این صنعت نه‌چندان نوپا در کشور، ناگزیریم که همه جوانب آنها را در نظر بگیریم و با در کنار هم قرار دادن آنها، نیاز واقعی کشور را تشخیص دهیم. ضمن اینکه با توجه به مصرف بالای 90 درصدی داخلی کشور، مشخص کنیم آیا صادرات برای ما یک الزام است؛ یا نه؟

آدرس کوتاه شده: