شهید بهشتی مجموعه کاملی از دقت، اعتدال، انصاف، وقت شناسی، علم، احساس مسئولیت، آگاهی به زمان، مدیریت، تدبیر و ساده زیستی بود.
وی در کمال مظلومیت پاسخ هیچ تهمتی را نداد و در کمال مظلومیت شهید شد و هنوز نیز ابعاد وجودی او در ابهام باقی مانده است. بعد علمی - فلسفی این شهید بزرگوار به دلیل غلبه بعد سیاسی - مدیریتی ایشان مغفول واقع شده است. او علاوه بر آنکه مبارزی نستوه و مدیری مدبر و کاردان بود، فقید و متفکر واندیشمند بزرگی هم بود که متاسفانه به این بعد شخصیتی ایشان کمتر پرداخته شده است.
شهید بهشتی به دلیل ویژگی های بارز مدیریتی و با تدبیری اعجاب انگیز، قافله انقلاب را از گردونه های سترگی چون تصویب قانون اساسی، الگوسازی در جهت ایجاد تشکل های حزبی و بسیاری از مواضع دشوار دیگر عبور داد و بی تردید نقشی بسیار موثر و تعیین کننده در روندایجاد و تثبیت ساختارهای نظام ایفا کرد. او مجلس خبرگان را به بهترین نحو اداره کرد آن هم با حضور شخصیت های بزرگی که در آن مجلس جمع شده بودند.
بی تردید تمام اقشار جامعه برای اولین بار جلوه هایی گویا از توان فکری ومدیریتی آیت الله بهشتی را در جریان تدوین قانون اساسی مشاهده کردند. همین رویداد رشک و عناد بسیاری از مخالفان حکومت دینی را نسبت به او برانگیخت و پیامدهای آن در رویدادهای بعد خود را نمایان ساخت. شکل گیری دبیرستان دین و دانش در قم و فعالیت های نوینی که شهید بهشتی در آن زمان در قم آغاز کردند با توجه به توصیف شرایط آن زمان قابل توجه است. زیرا این مهم نشان می دهد که این حرکت شهید در آن دوران چقدر دوراندیشانه و مدبرانه بوده است.
به دنبال این فعالیت ها شهید بهشتی که جزء اولین یاران امام(ره) بود از اقامت در قم ممنوع و همین ممنوعیت منشاء خیر می شود. مهاجرت ایشان به تهران و گسترش فعالیت ها در دانشگاهها و سطوح دیگر و ارتباط با موتلفه اسلامی و نقشی که در ماجراهای حساس آن زمان ایفا کردند و سرانجام مهاجرت ایشان به آلمان هریک آثار و برکات ارزشمندی را برای پیشبرد نهضت به ارمغان می آورد.
شهید بهشتی در مقطعی به عنوان شاخص ترین چهره جریان خط امام(ره) نقش آفرینی می کرد که بحران های متنوعی دامنگیر نظام نوپای جمهوری اسلامی بود. بی تردید ایشان سهم قابل توجهی در عبور نظام از بحران های آن زمان داشتند که جملگی حاصل درایت و توانمندی فکری و سیاسی آن شهید گرانمایه بود.
بی تردید تعامل سازنده آیت الله بهشتی با زمانه خویش الگویی بدیع و کارآمد برای تمام مروجان اندیشه و عمل دینی در عصر حاضر است. توجه به این تجربه از آن روی اهمیت می یابد که اولامحصول اجتهاد پویا و اندیشه زمان آگاه اوست و ثانیا به عرصه هایی وارد گشته است که پیشینیان او راهی بدان نداشتند. انقلاب اسلامی از حضور شخصیت های برجسته ای محروم شد ولی دکتر بهشتی انصافا بی نظیر بود و فقدانش بسیار دریغ و درد دارد. عدم تناسب میان کینه ورزی منافقین نسبت به ایشان با برخوردهای متین و اخلاقی او بسیاری از مردم را در سالهای 59 و 60 کنجکاو کرده بود. دیری نپایید که راز این نابرابری رخ نمود و تردیدها جای خود را به آگاهی دادند.
بهشتی تنها بهای شناخت دقیق خود نسبت به این گروه و نیز پافشاری اش بر اصول نظام را می پرداخت. چیزی که آینده منافقین را بس تیره و تار کرد. تعاملات اجتماعی و سیاسی آیت الله بهشتی سرشار از ظرافت ها و دقت هایی است که تاکنون کمتر مورد بازشناختی قرار گرفته است. بی تردید اگر روزی این نکات به شیوه ای جامع جمع آوری و تدوین می گردید مکتبی نو در شیوه نقش آفرینی اجتماعی ظهور خواهد کرد، چیزی که امروز به شدت مورد نیاز فعالان سیاسی جامعه ماست. پس ضرورت دارد که آگاهی جامعه انقلابی ما بویژه نسل جوان که حافظان انقلابند، از اندیشه های شخصیتی که از او به عنوان بانی فکری و ساختاری نظام جمهوری اسلامی یاد می کنند غافل نماند.
شهید سید محمدحسین بهشتی در دوم آبان 1307 هجری شمسی در اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش از روحانیان اصفهان و امام جماعت مسجد لمبان بود. وی از چهار سالگی به مکتب رفت و در اندک زمانی قرائت قرآن و خواندن و نوشتن را آموخت و با ورود به دبیرستان به دلیل علاقه به تحصیل علوم دینی، مدرسه را رها و در سال 1321 وارد حوزه علمیه شد. به سال 1325 یعنی در هجدهمین بهار زندگی خود به قم عزیمت کرد و در کنار تحصیل علوم دینی، در سال 1327 موفق به دریافت دیپلم ادبی در امتحانات متفرقه شد. در همان سال، وارد دانشکده الهیات معقول و منقول شد و در سال 1330 با دریافت درجه لیسانس به قم بازگشت و در دبیرستان حکیم نظامی مشغول تدریس زبان انگلیسی شد.
وی در سال 1333، دبیرستان دین و دانش قم را تأسیس نمود و تا سال 1342 سرپرستی آن را برعهده داشت. در فاصله سالهای 1335 تا 1338، دوره دکترای فلسفه الهیات را گذراند سپس، با شرکت فعال در مبارزات سالهای 41 و 42 از سوی ساواک مجبور به عزیمت از شهر قم به تهران گردید. این شهید راست قامت تاریخ به پیشنهاد و درخواست آیتالله حائری رحمه الله و آیتالله میلانی رحمه الله به هامبورگ عزیمت و سرپرستی مسجد و تشکل مذهبی جوانان آن شهر را عهدهدار و به فعالیتهای عمیق دینی و فرهنگی پرداخت. در طی این مدت سفرهایی به عربستان، سوریه، لبنان، ترکیه و عراق(به منظور دیدار امام رحمه الله) انجام داد.
سرانجام در سال 1349، به ایران بازگشت و به فعالیتهای علمی، فرهنگی و سیاسی روی آورد. در این مدت، چندین بار توسط ساواک دستگیر و روانه زندان شد. در آذرماه 1357 به فرمان امام خمینی رحمه الله شورای انقلاب را تشکیل داد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به عنوان ایدئولوگ و لیدر در صحنههای سیاسی، اجتماعی به فعالیت میپرداخت. حزب جمهوری اسلامی را با هدف تربیت و شناسایی نخبگان سیاسی فرهنگی پایهگذاری نمود. در تدوین قانون اساسی به عنوان نایب رئیس مجلس خبرگان ایفای نقش میکرد.
پس از استعفای دولت موقت در سال 1358، مدتی به عنوان وزیر دادگستری و سپس، از سوی امام خمینی رحمه الله به ریاست دیوان عالی کشور منصوب گردید. وی سرانجام در حین انجام وظیفه در این سمت بود که در شامگاه 7 تیر سال 1360 در حین سخنرانی در تالار حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار ساختمان حزب توسط منافقین به همراه کاروان 72 نفره خود به خیل عظیم شهدای کربلا پیوست.
پیام امام خمینی رحمه الله به مناسبت شهادت شهیدبهشتی:
ملت ایران در این فاجعه بزرگ 72 تن بیگناه به عدد شهدای کربلا از دست داد.
شهیدبهشتی از منظر مقام معظم رهبری:
بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد، به خاطر اینکه در دوران زندگیاش کسی به عمق و والایی شخصیت این مرد پی نبرد. شهیدبهشتی واقعا یک انسان برجستهای بود در همه ابعاد.
نویسنده: عباس خسروانی